سيد جعفر شهيدى

86

زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )

دهند . چرا دروغ است ؟ چون رفتارى كه على بن الحسين دربارهء خانوادهء مروان كرد از چشم بنى اميّه و شخص يزيد و مأمور او مسلم ، پوشيده نبود . نيز على بن الحسين ( ع ) از آغاز شورش خود را كنار كشيد و با مردم همداستان نگشت ، چون پايان كار را ميدانست . بنابراين مسلم دستور نداشته است كه او را آزار دهد ، بلكه مأمور بوده است به دو نيكوئى كند . از آن گذشته چنان كه نوشتيم يزيد از كشتن حسين بن على ( ع ) پشيمان شده بود و به هيچ‌وجه نمىخواست خود را بدنام‌تر سازد . پس مسلما دربارهء على بن الحسين ( ع ) سفارش كرده است . بنابراين آنچه مفيد و ابن شهر آشوب و طبرى در روايت نخستين خود نوشته‌اند درست مىنمايد . مسعودى نوشته است : مسلم از مردم مدينه بيعت گرفت كه بردهء يزيد هستند و هر كس نپذيرفت كشته شد . جز على بن الحسين و على بن عبد الله بن عباس « 1 » ابن اثير نويسد : چون نوبت بيعت به على بن عبد الله بن عباس رسيد حصين بن نمير گفت خواهرزادهء ما نيز بايد مانند على بن الحسين بيعت كند « 2 » نيز مسعودى نوشته است على بن الحسين ( ع ) به قبر پيغمبر پناه برده بود و دعا ميكرد و او را در حالى نزد مسلم بردند كه بر وى خشمگين بود و از او و پدرانش بيزارى مىجست . چون على بر او درآمد و چشم مسلم به دو افتاد ، لرزيد و برخاست و او را نزد خود نشاند و گفت حاجت خود را بخواه ، و هر كسى را على بن الحسين شفاعت كرد نكشت « 3 » اين گفته نيز درست به نظر نميرسد چه از خونخوارى مسلم بعيد است به شفاعت على بن الحسين از كشتن كسى چشم بپوشد . آنچه مسلم است اينكه مسلم بدستور يزيد نه تنها امام را تكليفى دشوار نكرده بلكه او را حرمت نهاده است . اما حصين بن نمير چنان كه يزيد گفته بود همراه لشكر ميرفت تا اگر مسلم از بيمارى جان نبرد او فرمانده لشكر باشد . - و سرانجام همچنين شد - بنابراين دور نيست كه وى ميانجى على بن عبد الله بن عباس شده باشد . نوشته‌اند در حادثهء حرّه امام على بن الحسين ( ع ) چهار صد خانوادهء از عبد مناف را در كفالت خود گرفت و تا وقتى كه لشكر مسلم در مدينه بود هزينهء آنان را مىپرداخت . « 4 » .

--> ( 1 ) . مروج الذهب ج 2 ص 96 ( 2 ) . ج 4 ص 120 ( 3 ) . ج 2 ص 96 ( 4 ) . كشف الغمه ج 2 ص 107